۹ نتیجه برای کریمی
حمید کریمی،
دوره ۶، شماره ۲۲ - ( پاییز ۱۳۸۹ )
چکیده
یکی از مباحث کلامی، مسئله «جهانی بودن شرایع پیامبران بزرگ» است. پیامبران اولواالعزم براساس نظر مشهور و صحیح عبارتند از حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد^. دو دیدگاه درباره جهانی بودن ذکر کردهایم:
۱. مأمور بودن به ابلاغ پیام به همه عالم؛
۲. لزوم دعوت دیگران در صورت ملاقات.
همچنین آیات قرآن درباره رسالت حضرت موسی و عیسی‘ دستهبندی شده، سپس براساس شواهد متعدد قرآنی، روایی و عهدین، جهانی بودن به معنای اول تقویت شده است که البته در آن صورت، معنای دوم نیز قطعی خواهد بود.
محسن پیرهادی، محمدرضا کریمیوالا،
دوره ۱۱، شماره ۴۱ - ( تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده
قاضی عبدالجبار، کلام را منحصر در کلام لفظی میداند و معتقد است کلام خداوند، اصوات و حروفی است که او ایجاد میکند. این همان کلام لفظیِ مورد اتفاق همگان است. وی آیات قرآن را بهترین نشانه و دلیل بر تکلّم خداوند معرفی میکند؛ اما ملاصدرا با این تلقی که کلام، انشای چیزی است که بر نهان متکلم دلالت کند، معتقد است کلام الهی، شامل تمام موجودات و افعال خداوند بوده، خدا به این اعتبار متکلم است. وی در تبیین مراتب کلام الهی، عالم امر را کلامِ اعلا، عالم نفس را کلامِ اوسط، و عالم تشریع را کلام نازلِ خداوند معرفی میکند. با وجود اتفاقنظر قاضی عبدالجبار و ملاصدرا در کلام لفظی، عبدالجبار کلام را منحصر در کلام لفظی میداند؛ ولی ملاصدرا برای آن، مراتب دیگری نیز معتقد است. نتیجه این پژوهش، علاوه بر احراز جامعیت نظریه صدرالمتألهین، تبیین توانایی فهم واضح برخی از آیات قرآن براساس تبیین صدرایی و نیز تأیید آن براساس روایت امیرمؤمنان^ است.
حمید کریمی،
دوره ۱۱، شماره ۴۲ - ( پائیز ۱۳۹۴ )
چکیده
یکی از قواعد مهم در کلام عدلیه، قاعدۀ لطف است که براساس آن در مسائل متعددی، حکم به وجوب لطف بر خداوند میشود. با تعریف لطف، شرایط و اقسام آن بهمنزله مدخل بحث و بازخوانی ادله موافقان، یعنی غالب متکلمان امامیه و معتزله، ناتمام بودن آنها روشن میشود. همچنین با ارزیابی ادله مخالفان، مانند بشر بن معتمر و شارح مقاصد، ضمن مناقشه در برخی، شماری دیگر تأیید خواهد شد. عقل حکم میکند که خداوند حکیم است و مقتضای حکمت بر او لازم است؛ اما از جهت کبروی، لطف واجب نیست؛ چراکه فروض بینهایتی دارد که در خارج محقق نشده است؛ بلکه میتواند محقق شود. از حیث صغروی نیز میتوان مجموع مصالح و مفاسد یک امر خاص را تشخیص داد تا سپس حکم شود که بر خداوند لازم است یا نیست. در همه مسائلی که علمای شیعه به این قاعده استناد کردهاند (وجوب تکلیف شرعی، بعثت انبیا، عصمت پیامبران، لزوم وعد و وعید، وجوب نصب امام) ادله جایگزین وجود دارد.
محمدرضا باغبانزاده، علی اله بداشتی، حمید ملکمکان، علی کریمیان،
دوره ۱۱، شماره ۴۲ - ( پائیز ۱۳۹۴ )
چکیده
اندیشه رؤیت خداوند، در تعالیم ابنتیمیه که از شاگردان مکتب احمد بن حنبل شمرده میشود، بسیار پررنگ است. استناد وی به ظاهرگرایی در صفات خبری خداوند او را به اعتقاد به جسمانیت و مکانمندی خدا سوق داده است. هرچند ابنتیمیه خود را از پیروان سلف میداند، معتقد است در کلام سلف، سخنی مبنی بر جسمانیت یا عدم جسمانیت خداوند ذکر نشده است؛ درحالیکه با استناد به سخنان امام علی× در متون اولیه اهلسنت که او نیز در شمار سلف امت رسول خدای| است و ابنتیمیه خود را موظف به تبعیت از آنان میداند، رؤیت، جسمانیت و مکانمندی خداوند بهکلی نفی شده است.
عبدالقاسم کریمی،
دوره ۱۱، شماره ۴۲ - ( پائیز ۱۳۹۴ )
چکیده
ابوالعلاء معرّی دارای اسلوبی ابتکاری و منحصربهفرد در فلسفه بدبینانه، سبک زندگی پوچگرایانه و اخلاق ریاضتطلبانه است. وی به جبر مطلق در عالم هستی معتقد بوده و انسان را موجودی ذاتاً بدسرشت، از نظر عقلی، متحیر و به لحاظ روحی، محبوس میدانسته است که زندگی توأم با بدبختی و رنج و آیندهای نامعلوم و تاریک در انتظار اوست. ابوالعلاء پیشنهاد میدهد که انسان در برابر جبر الهی تسلیم شود و با گسترش خودرنجی، منتظر مرگ طبیعی باشد. این رویکرد اگرچه جنبه منفی دنیاپرستی و لذتگرایی مادی را آشکار میکند، از منظر مکاتب فلسفیِ مثبتگرا و دین جامعگرای اسلام دارای نقدهای جدی است؛ زیرا بُعد کمالخواهی و آخرتگرایی را مغفول گذاشته، اختیار انسان را انکار میکند و نظام شر را غالب میشمارد. در نتیجه تکلیفپذیری، نظام کیفر و پاداش، ارسال رسل و انزال کتب لغو شده، حکمت و عدالت الهی محل تردید قرار میگیرد و هدفمندی آفرینش انکار میشود. در این مقاله به ریشهیابی مبانی فلسفی و اخلاقی بدبینی و شومگرایی شیخ معرَه و راهکارهای رهایی از این نوع تفکر پرداخته میشود.
محمدرضا کریمی والا، جمال مؤمنی زاده،
دوره ۱۶، شماره ۶۰ - ( بهار ۱۳۹۹ )
چکیده
از دیدگاه حکمت متعالیه، خداوند منشأ فیض دائم و قدیم است. واکاوی مقصود از این فیض و نسبت آن با خلقِ سایر موجودات، مسأله اصلی این نوشتار در راستای وضوح مواضع فلاسفه در مبحث قدم و حدوث عالم است. مراد از این فیض، صادر نخستینی است که عنوان مخلوق بر آن صدق نمیکند؛ هرچند با توسع در مفهوم «مخلوق» می توان آن را نیز تحت اطلاق جای داد. این موارد و نیز این که بحث پیش رو، روشنگر این حقیقت است که ذهنیّت اندیشوران از مفاهیم کلیدی در مبحث حدوث یا قدمِ «مخلوق»، «عالَم» و «فیض» یکسان نیست و نیز طرح شواهدی بر تعدّد اصطلاح ها در متون، یافته هایی است که این مقاله با شیوه تحلیلی ـ اسنادی بدان ها پرداخته و با ابهام زدایی از مفاهیم واژههای «خلق»، «فیض» و «عالَم» زمینه ساز وضوح بیشتر مسأله پیچیده و چالش برانگیز حدوث و قدم عالم شده است.
مصطفی کریمی،
دوره ۱۷، شماره ۶۵ - ( تابستان ۱۴۰۰ )
چکیده
مسئله تحقیق: علوم انسانی مجموعه دانشهایی است که به شناخت انسان و توصیف، تبیین و تفسیر پدیدههای فردی و اجتماعی، جهت بخشی به افعال و انفعالات انسانی میپردازند. علوم انسانی موجود که براساس مبانی غیرالاهی شکل گرفته است و در رساندن انسان به سعادت، بهویژه در جوامع اسلامی کم توفیق بوده است؛ ازاینرو تولید علوم انسانی اسلامی به ویژه علوم انسانی قرآنبنیان ضروری است. یکی از مسائل جدی در اینباره ظرفیت زبانی قرآن برای این کار است؛ که این مسأله را به روش توصیفی - تحلیلی بررسی میکنیم.
یافته های تحقیق نشان میدهد، اولاً، قرآن وحی خداوند بوده و هرآنچه بیان میکند، مطابق واقع است، یعنی گزارههای اخباری آن صادق است و گزارههای هنجاری آن مرتبط با سعادت انسانی است. ثانیاً، نظریه حاصل از آن همگانی است. بنابر این قرآن این ظرفیت زبانی را دارد تا بتوان بر اساس آموزههای آن علوم انسانی تولید کرد.
عبدالقاسم کریمی،
دوره ۱۸، شماره ۷۱ - ( زمستان ۱۴۰۱ )
چکیده
علامه جعفری و فرانکل برای عینیت بخشی معنای زندگی، ساز و کارهای عملی خاصی را بر اساس اصول و مبانی مکتب فکری خود پیشنهاد می دهند. مسئله تحقیق دراین پژوهش بنیادی که به روش تحقیق کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی-توصیفی است، بررسی راهکارهای عملی علامه جعفری به عنوان یک فیلسوف معناگرای اسلامی و فرانکل به عنوان یک روانشناس مبدع سبک معنادرمانی می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد، علامه جعفری بر اساس مبانی و روشهای دینی، عقلانی و وجدانی با طرح مراحل و اصول سه گانه تصعید روح، اصول تعالی بخش و اصول سلبی، محقق کردن حیات معقول را برای معنا بخشی به زندگی ترسیم می کند و فرانکل بر مبنای اصول و روشهای تجربی و روانشناختی، سه رویکرد ارزش های تجربی، ارزش های خلاقانه و ارزش های نگرشی را برای تحقق معنابخشی از طریق عشق، وجدان، حقیقت روح، خودآگاهی، مسئولیت پذیری و انتخابگری را پیشنهاد می دهد.
علی کریمیان صیقلانی،
دوره ۱۹، شماره ۷۵ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده
مسئله وحدت بدن یا کثرت آن برای هر انسان، همانند مسئله وحدت روح یا کثرت آن، از جمله مسائل محل نزاع در فلسفه کلاسیک است. در مستندات دینی نیز هر چند در نظر ابتدائی، تعارض ظاهری به چشم میخورد اما در مجموع میتوان به جمعبندی مطلوب رسید. این مقاله با روش توصیفی و تحلیل محتوا، به بررسی مستندات در این خصوص پرداخته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد بر اساس مستندات دینی، هر انسانی دارای دو بدن «مادی» و «مثالی» است. اما در خصوص تعدد أرواح، اختلاف روایی وجود داشته، برخی روایات انسان را دارای دو روح «الحیوان» و «العقل» میداند و برخی روایات نیز انسان را دارای پنج روح «القوه، الشهوه، المَدْرَج، الایمان و القُدُس» دانستهاند. همچنین به نظر میرسد دسته دوم از روایات قابل جمع با دسته نخست بوده و روایات حاکی از پنج روح، به قوای همان روح الحیوان و روح العقل اشاره دارد.