۴ نتیجه برای ملاک
احمد عابدی،
دوره ۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۸۴ )
چکیده
ابوالولید محمد بن احمد معروف به ابن رشد بزرگترین فیلسوف غرب جهان اسلام است. وی به عنوان فقیه و محدثی بزرگ در قرن ۶ ق مسأله تعارض عقل و نقل را مورد بحث قرار داده و برای ایجاد همزیستی مسالمتآمیز میان مسلمانان به مسأله تأویل می پردازد. تحقیق حاضر با تحلیل این مسأله که اساساً به علوم قرآنی متعلق است از زاویه دید یک فیلسوف و فقیه ، نظریه وی در معنی تأویل را بازسازی می کند. برای جلوگیری از برداشتهای نادرست از تأویل به بیان مبانی و ضوابط تأویل از دیدگاه ابن رشد میپردازد. ابن رشد در این خصوص آراء جدیدی عرضه کرده که پس از او این اندیشهها پیگیری نشده است.
محمدرضا ایزدپور،
دوره ۳، شماره ۱۱ - ( ۱۰-۱۳۸۶ )
چکیده
یکی از مباحث مطرح در حوزه دینپژوهی که از دیرباز اذهان اهل تحقیق را به خود مشغول کرده، میزان ارتباط عقل و ملاکات احکام است. در نوشتار حاضر با طرح دیدگاههای اندیشمندان اسلامی و با استمداد جستن از احادیث در فضای اصلی بحث، به این نتیجه رهنمون میگردیم که یکی از ریشههای اصلی این مبحث، ارایه پاسخ صحیح به این پرسش است که آیا ملاک و مصلحت حکم شریعت، در خود حکم نهفته است یا در متعلق حکم؟ تأمل در برخی آیات و احادیث، وجود ملاک و مصلحت عقلی در متعلق حکم شریعت را نشان میدهد و وجود آن در خود حکم را نفی میکند، بر این اساس، در پارهای موارد میتوان عقلانیت مبنا و حکم شریعت را احراز نمود و با شناسایی مقتضِی حکم شریعت و منتفی داستن موانع، ملاک احکام را کشف کرد. البته کارکرد کشف ملاکات عقلی احکام و بحث از ضرورت آن فقط عبور از نصوص شرعی و ایجاد تشابه بین منصوصات و غیر منصوصات و برانگیختن حساسیت دیرینه اندیشمندان شیعی نیست، بلکه هدف اصلی، ایجاد بستری برای توجه بیشتر به این ضرورت است که در جای خود میتواند موجبات بالندگی علمی را فراهم سازد.
نادر شکراللهی،
دوره ۶، شماره ۲۱ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
یکی از ادلهای که مسئله تناسخ را در دوره جدید تأیید میکند، وجود افرادی است که مدعیاند از زندگی پیشین خود خاطراتی دارند. در تحقیقات مشخص شده است تعداد زیادی از این افراد دچار توهماند، یا احتمال فریبکاری آنان وجود دارد؛ اما ادعای بیش از سی نفر مورد توجه قرار گرفته است.
برای تکیه بر خاطرات این افراد به عنوان دلیلی بر تناسخ، باید معیار وحدت هویت شخصی را صرف خاطرات بگیریم؛ اما این معیار اولاً به شروطی مانند واقعی بودن خاطرات بستگی دارد و ثانیاً به وجود شاهدی که واقعیبودن آن خاطرات را تأیید کند. وجود این شاهدان میتواند احتمال اینکه در ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم، این اطلاعات را از آنان گرفته باشد وجود دارد.
حامد اسماعیلی مهر، عبدالله فتحی،
دوره ۱۹، شماره ۷۴ - ( ۷-۱۴۰۲ )
چکیده
اختیار از مهمترین مسائل فلسفه فعل است که نتایج آن تأثیر بسزایی در علوم اخلاقی و تربیتی دارد. یکی از پرسشهای اساسی در این بحث، ملاک ثبوتی اختیار از دیدگاه علامه طباطبایی است؛ اما تبیینهای مختلفی از دیدگاه ایشان در این خصوص ارائه شده است. بدون بحث از ملاک ثبوتی اختیار، بحث از وجود داشتن یا نداشتن آن، به نتیجه نمیرسد. در این تحقیق، با روش گردآوری کتابخانهای و با تحلیل عقلی ـ فلسفی، مسئله ملاک ثبوتی اختیار از دیدگاه علامه طباطبایی بررسی شده است. یافتههای تحقیق حاکی از آن است که ملاک ثبوتی اختیار در نگاه علامه این است که فاعل با وجود اینکه بر دو طرف فعل و ترک، قدرت دارد، خودش به فعل، ضرورت و وجود میبخشد. بنابراین معنای اختیار داشتن فاعل یک فعل، این است که کننده کار بدون اینکه مقهور فاعل دیگری باشد، خودش، تعیّنبخش و ضرورتبخش فعل میباشد.